وحدت ملی با شعار «یک خدا، یک ملت، یک رهبر» | روزنگار جنگ در ایستگاه پنجاه و پنجم

  • کد خبر: ۴۰۹۲۰۰
  • ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۴
وحدت ملی با شعار «یک خدا، یک ملت، یک رهبر» | روزنگار جنگ در ایستگاه پنجاه و پنجم
نویسنده و تحلیلگر سیاسی ایرانی-سوئدی معتقد است جناح‌های مختلف ایران اکنون «بیشتر از قبل جنگ با یکدیگر همسو هستند». پاسخ قاطعانه مقامات ایرانی به ادعا‌های ترامپ درباره «تندرو‌ها و میانه‌روها» با شعار «یک خدا، یک ملت، یک رهبر» و تأکید بر اینکه «در ایران تندرو و میانه‌رو وجود ندارد»، نشان‌دهنده وحدت ملی عمیق است.

به گزارش شهرآرانیوز، پرتکرارترین سوژه‌ای که در هفته‌های اخیر جهان را به خود مشغول کرده، تناقضات آشکار و فزاینده در ساختار تصمیم‌گیری آمریکاست؛ داستانی از ضرب‌الاجل‌های ۴۸ ساعته‌ای که به تمدید‌های نامحدود بدل می‌شوند، از تهدید به «نابودی کامل تمدن ایران» تا لحن ملایم و «ادامه مذاکرات» پس از کنترل تنگه و از ادعا‌های راست‌آزمایی‌ناپذیر نجات ۸ زن ایرانی تا اخراج و استعفای پی‌درپی مقامات ارشد نظامی در اوج جنگ. این آشفتگی رفتاری و ساختاری، نشان‌دهنده یک ابرقدرت در آستانه فروپاشی استراتژیک است که نه تنها در میدان نبرد، بلکه در صحنه‌های دیپلماتیک، اقتصادی و داخلی نیز دست‌وپا می‌زند. آنچه در ادامه می‌آید، شرح تفصیلی این بن‌بست تاریخی است.

۱. آشفتگی در کاخ سفید: استعفا‌ها و فقدان استراتژی

در حالی که جنگ علیه ایران به تدریج وارد ماه دوم خود می‌شود، دولت ترامپ با بحرانی عمیق در مدیریت نظامی مواجه است. برکناری ناگهانی جان سی. فیلن، وزیر نیروی دریایی، توسط پیت هگست، وزیر دفاع، در میانه عملیات محاصره دریایی، تنها یک هفته پس از برکناری رئیس ستاد نیروی زمینی ارتش، آمریکا را در وضعیتی شرم‌آور قرار داده که گوردون لوبولد، خبرنگار ان‌بی‌سی، آن را با «درماندگی و استیصال» تهران در صورت وقوع چنین رویدادی مقایسه می‌کند. مجله تایم نیز تأیید می‌کند که دولت «استراتژی مشخصی ندارد» و در سردرگمی کامل به سر می‌برد. این نظم فزاینده در رأس هرم نظامی، در حالی رخ می‌دهد که کنگره به مدت دو ماه از روند نظارتی کنار گذاشته شده و حتی اعضای جمهوری‌خواه از «عدم اطلاعات کافی» برای ارزیابی جنگ شکایت دارند.

۲. تئاتر تناقضات: بلوف‌هایی که برگشت خوردند

دونالد ترامپ در این مدت پنج بار ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت (۴۸ ساعته و چند روزه) تعیین کرده، اما هر بار بدون آنکه ایران شرط‌های او را بپذیرد، مجبور به تمدید آتش‌بس شده است. از تهدید به «فرستادن ایرانی‌ها به جهنم» تا اعلام «تمدید نامحدود» و از ادعای عجیب نجات ۸ زن ایرانی از اعدام که لورا روزن، خبرنگار آمریکایی، آن را «کاملاً ساختگی» خواند، تا بلوف‌های توخالی علیه ایران که سی‌ان‌ان آن را «آشکار» توصیف کرده است. یو‌اس‌ای تودی در تحلیلی تند می‌نویسد: «دروغ‌های ترامپ دیگر او را نجات نمی‌دهند» و رهبران ایران او را «مثل یک ساز کوک می‌کنند». این رفتار‌های متناقض، اعتبار آمریکا را به پایین‌ترین سطح تاریخی رسانده است.

۳. بن‌بست نظامی: محاصره‌ای شکست‌خورده

محاصره دریایی که قرار بود ایران را به زانو درآورد، از درون پوک شده است. بر اساس گزارش دیلی میل، «کشتی‌های شبح‌وار» ایران با موفقیت از سد نیروی دریایی آمریکا می‌گذرند؛ تا کنون ۳۰۸ کشتی مرتبط با ایران از تنگه عبور کرده و صادرات نفت به چین ادامه دارد. نیویورک تایمز تأکید می‌کند که محاصره «آنطور که ترامپ فکر می‌کند، کار نمی‌کند» و تاریخ نشان داده که چنین محاصره‌هایی سال‌ها طول می‌کشد، نه ماه‌ها. در همین حال، وال‌استریت ژورنال هشدار می‌دهد که جایگزینی بیش از هزار موشک تاماهاوک و ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ موشک پدافندی مصرف‌شده ممکن است شش سال طول بکشد؛ کمبودی که توان دفاعی آمریکا از تایوان در برابر چین را تضعیف می‌کند. این در حالی است که بلومبرگ خبر می‌دهد جنگ هزینه امریکن ایرلاینز را ۴ میلیارد دلار افزایش داده است.

۴. تسلط بر هرمز: انسجام ایرانی در مقابل هرج‌ومرج آمریکایی

در مقابل آشفتگی واشنگتن، ایران انسجامی مثال‌زدنی از خود نشان داده است. اقتدار نظامی ایران در تنگه هرمز به حدی است که سی‌ان‌ان تأیید می‌کند رهبری این کشور «در جنگ و مذاکره منسجم بوده» است. تریتا پارسی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی ایرانی-سوئدی معتقد است جناح‌های مختلف ایران اکنون «بیشتر از قبل جنگ با یکدیگر همسو هستند». پاسخ قاطعانه مقامات ایرانی از پزشکیان و قالیباف تا عراقچی به ادعا‌های ترامپ درباره «تندرو‌ها و میانه‌روها» با شعار «یک خدا، یک ملت، یک رهبر» و تأکید بر اینکه «در ایران تندرو و میانه‌رو وجود ندارد»، نشان‌دهنده وحدت ملی عمیق است. عراقچی نیز تأکید کرده که «میدان و دیپلماسی هماهنگ و در یک جبهه واحد هستند». این انسجام در حالی است که حتی پس از فعال‌سازی پدافند هوایی تهران و توقیف کشتی‌ها در هرمز، آمریکا تنها به «نادیده گرفتن» این اقدامات بسنده کرده تا مذاکرات را ادامه دهد.

۵. زلزله اقتصادی: از بازار دبی تا پمپ بنزین آمریکا

جنگ ایران، اقتصاد جهان را به لرزه انداخته است. بازار‌های مالی امارات با از دست دادن ۱۲۰ میلیارد دلار (سقوط ۱۶ درصدی شاخص دبی) رکورد شکستند. ذخایر استراتژیک نفت الفجیره امارات به ۷ میلیون بشکه، پایین‌ترین سطح ۹ ساله، سقوط کرده است. در اروپا، قیمت بنزین در آلمان به بیش از ۸ دلار در هر گالن رسیده و اکونومیست از «سقوط بازار‌های انرژی» سخن می‌گوید. در آمریکا، ۶۵ درصد رأی‌دهندگان ترامپ را مسئول افزایش قیمت بنزین می‌دانند و فرماندار کالیفرنیا، گوین نیوسام، جنگ را «عامل اصلی جهش قیمت‌ها» معرفی کرده است. این فشار اقتصادی، ضرب‌الاجل انتخاباتی ترامپ را تنگ‌تر از ضرب‌الاجل‌های نظامی‌اش کرده است.

۶. انزوای دیپلماتیک و شکست میانجی‌گری‌ها

دیپلماسی آمریکا در بن‌بست کامل فرو رفته است. تلاش‌های پاکستان برای میانجی‌گری ناکام مانده و ایران با قاطعیت اعلام کرده که تا لغو کامل محاصره، مذاکره‌ای صورت نخواهد گرفت. در همین حال، ایران به صورت رسمی در سازمان ملل از پنج کشور عربی که خاک خود را در اختیار آمریکا قرار داده بودند، شکایت کرده است. امانوئل مکرون تأکید کرده که مذاکرات باید «سازمان‌یافته» باشد، نه تحت فشار تحریم. این انزوا در حالی است که حتی متحدان سنتی آمریکا در حال تغییر موضع هستند؛ اسپانیا پخش یوروویژن را به دلیل حضور اسرائیل ممنوع کرده و فرانسه از احتمال تحریم اسرائیل توسط اتحادیه اروپا خبر می‌دهد.

۷. بحران در کنگره و افول مشروعیت داخلی

بر اساس نظرسنجی گالوپ، رضایت آمریکایی‌ها از کنگره به ۱۰ درصد، پایین‌ترین سطح در ۱۳ سال اخیر، سقوط کرده و ۸۶ درصد ناراضی هستند. در این میان، ضرب‌الاجل ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگ ۱۹۷۳ که در ۱۲ اردیبهشت (اول مِی) به پایان می‌رسد، شمشیر داموکلس را بر سر ترامپ نگه داشته است. جان کورتیس، سناتور جمهوری‌خواه، اعلام کرده که از ادامه جنگ فراتر از این تاریخ بدون مجوز کنگره حمایت نخواهد کرد. چاک شومر، رهبر دموکرات‌ها، ترامپ را «احمق‌ترین فردی» خوانده که در کاخ سفید نشسته و آدام کینزینگر او را به فرستادن «دو احمق برای مذاکره با باهوش‌ترین انسان‌ها» متهم کرده است. این شکاف داخلی، قدرت مانور ترامپ را به شدت محدود کرده است.

۸. جابه‌جایی موازنه قدرت: پایان امپراتوری؟

تحلیلگران برجسته جهان، از جان مرشایمر «اگر از نردبان تشدید تنش بالا برویم، ایرانی‌ها برنده خواهند شد» تا جیک سالیوان «جنگ با ایران کاملاً اشتباه بود» و دکتر سامی العریان «پایان امپراتوری»، همگی بر یک نکته اتفاق نظر دارند: آمریکا در حال خروج از صحنه به عنوان قدرت اول است. نشنال اینترست هشدار می‌دهد که «دنیای کشور‌های خلیج فارس در حال از بین رفتن است»، زیرا آمریکا دیگر «ضامن قابل اتکایی» نیست. مجله اشپیگل آلمان نیز از «جابه‌جایی قدرت به نفع ایران» سخن می‌گوید. در این میان، اوکراین نیز قربانی این جنگ شده؛ زلنسکی اعتراف کرده که جنگ ایران توجه جهانی را از اوکراین منحرف و ارسال تسلیحات به کشورش را مختل کرده است. رابرت‌ای. پیپ استدانشگاه شیکاگو نتیجه می‌گیرد: جهان ایران را نه به عنوان مشکلی که باید حل شود، بلکه به عنوان قدرتی که باید روی آن حساب کرد، می‌نگرد.

نتیجه‌گیری

آمریکا امروز در بن‌بستی تاریخی گرفتار است که خروج از آن بدون پذیرش شکستی راهبردی یا تداوم جنگ فرسایشی غیرممکن به نظر می‌رسد. تمدید‌های بی‌پایان آتش‌بس، اخراج‌های ناگهانی وزرای جنگی، محاصره‌ای که نفتکش‌های «شبح‌وار» از آن عبور می‌کنند و انزوایی که حتی متحدان اروپایی را به تحریم اسرائیل کشانده، همه نشان‌دهنده یک واقعیت تلخ است: عصر هژمونی آمریکا با «فشار حداکثری» پایان یافته و در‌های غرب بر تمدنی که از اراده مقاومت سرچشمه می‌گیرد، بسته‌تر از همیشه است. ابرقدرتی که زمینه‌ساز جنگ بود، اکنون در چرخه‌ای بی‌پایان از عقب‌نشینی‌های شرم‌آور گرفتار شده و جهان، شاهد مرگ تدریجی یک امپراتوری است که دیگر حتی نمی‌تواند حرف‌های صبحش را با اعمال عصرش تطبیق دهد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.